نظر علي الطالقاني

581

كاشف الأسرار ( فارسى )

و باز بدان كه هر روحى كه از كمال به جائى رسد كه آنچه خواهد ، به محض اراده باذن اللّه موجود نمايد ، او است خزينهء خدا كه هرگز تمام نخواهد شد . و اين است معنى آيهء شريفه در سورهء حجر وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . 123 و دانستى كه غرض از تكليف اين است كه هر كسى ، به اين مقام رسد و خزينهء خدا شود و از حركت و مادّه و مدّه مستغنى گردد . اللّهمّ بلّغناه بمحمّد و آله . خاتمة [ در معنى كلّ شىء هالك الّا وجهه ] حال اشاره نمائيم به معنى فقرهء شريفه كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ . 124 بدان كه در اخبار اهل بيت به چهار نحو معنى شده . اوّل آن كه وجه خدا ، حجت‌هاى خدا است كه انبياء و اوصياء ايشان باشند . دوّم آن كه وجه خدا ، دين خدا است . سوّم آن كه هر كه راه حق پيموده وجه خدا است . چهارم آن كه ضمير وجهه راجع است به شىء نه به خدا . 125 و اين چهار معنى به همديگر نزديكند زيرا كه دين خدا همان عقول و علوم معصومين ( ع ) است و هر كه راه حق پيموده لا بد تابع ايشان بوده ، پس وجه خدا همان معصومين‌اند و اكمل ايشان محمّد و آل محمّد ( ص ) است كه فرمودند ( نحن وجه اللّه ) . 126 پس وجه يا به معنى روى و صورت است ، پس چنانچه تو با روى خود توجّه به مردم مىكنى و ايشان به سمت روى تو مىآيند ، همچنين حق تعالى به ايشان ، توجّه به خلق مىكند و خلق نيز به ايشان توجّه ، به خدا مىكنند . و يا به معنى جهت و طريق و راه است كه باز ايشانند طريقه و دين و راه خدا . تنبيه بنابراين چهار معنى ، اين هلاكت به معنى فنا و عدم صرف نخواهد بود ، زيرا كه كفّار معدوم و فانى نشوند و هميشه در عذاب مخلّد باشند . پس معنى هلاكت ، موت و جهل و خسران و زيان خواهد بود . بيانش اين است كه پيش اشاره شد كه هر ما بالعرض لا بد بايد منتهى به ما بالذّات شود و تمام اجسام ، حيات ايشان عرضى است و حيات ارواح ، ذاتى است . به اين معنى كه ايجاد روح عين ايجاد حيات است و اختيار است و شعور است و ممكن نيست كه حق تعالى روح را بيافريند بىحيات و بىشعور و بىاختيار و بعد اينها را در او بيافريند ، چنانچه ممكن نيست كه جسمى بيافريند